سلام
این مطلب ، ادامه و اضافه شده ی پست قبلیه(طلوع)!
همیشه واسه دیدن ماه به اسمون نیگاه میکنم و هرشب دنبالش میگردم!
یه شب بعد از نوشتن مطلب طلوع بود تو اتاق نشسته و طبق معمول به
هیچی فکر میکردم که یهو چشمم از پنجره اتاق به اسمون افتاد!ماه که همیشه
واسه دیدنش اسمونو زیرو رو میکردم این دفعه با حالت دمق و صورت کامل که مثه
ماه شده بود داشت منو نیگاه میکرد!!!
یه لحظه خوشحال شدم و رفتم تو حیاط که خوب ببینمش و سلام کنم که دیدم با
حالت لب ورچیده نیگام میکنه!
ازش پرسیدم ماه جونم فدای صورت ماهت بشم چیه چرا دمقی؟
با حالت نازو کمی گرفته گفت تو پست قبلیت همش از خورشید خانم گفتی پس من چی؟
مگه من موقعه ای که کامل میشم شبو روشنو مهتابی نمیکنم؟
مگه خوبیها و حالت عشقانه ، عارفانه و شاعرانه رو به من نسبت نمیدن؟
مگه رمز بین کسایکه همدیگرو دوست دارن نیستم؟
اصلا مگه من ماه نیستم؟
منکه دلیل دمقی ماه جونو فهمیدم اول دلداریش دادم و ازش معذرت خواهی کردم!
گفتم تو پست جدید در مورد تو مینویسم!
گفتم ماه من خودتو ناراحت نکن واسه پوستت ضرر داره!
توهم خوبی ، توهم نازی ، تو هم امید میدی!
با خودم فکر کردم ما که ماه رو هم داریم!!!من خودم وقتی ماه کامل میشه خیلی
خوشحال میشم و اون ماهو تقدیم میکنم و نسبتش میدم به یکی از دوستام!
پس یعنی خوبه!یعنی عالیه!
میشه ماه رو به هر شکل و هرشبی دید و از اونم لذت برد!اونم خوبه!
"اصلا همه خوبن مگه خلافش ثابت بشه"!!!
ماه هم طلوعش قشنگه!تو منطقه ما بدلیل کوه های اطرافمون خورشد و ماه
هردوتاشون از پشت کوه در میان!موقعه ای که ماه جون میخاد در بیاد با یه نازو
کرشمه ای و با چه فیسو افاده ای بالا میاد و نوید یه شب پر ارامش رو میده!
میگه خورشد که رفت بخوابه منکه هستم!هواتونو دارم از زندگی لذت ببرید و ارامش
شبهارو بهتون میدم!
امیدوارم ماه جون از با این مطلب از دلش دراومده باشه!
و از تمام ستارگان و کواکب و کهکشانها و اجرام اسمانی تقاضامندیم گله گذاری و
اعتراض نکنن که خورشید خانم و ماه جون به نمایندگی از بقیه اسمشون برده شده!
در اخر به این میرسیم اگه بخوایم از زندگی لذت ببریم از هر فرصت ، اتفاق ، لحظه و
مسائل روزمره باید استفاده کنیم و به سمت شادی و خوب بکار بگیریم!
ایناهم با یه حس خوب بدست میاد!
امیدوارم روزاتون روشن روشن و پر از طلوع و شبهاتون مهتابی و پر ارامش باشه!
از زندگی لذت ببرید و همیشه شاد باشید و لبتون خندون
feel good
(حس خوب)
|
+| نوشته شده توسط
تیاربگ در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389
|